|
پیچک درخت اهل بیت سروده های فاطمه...
|
قسم به (نون و القلم ) معلم بشر خداست تجلی مقام او به عرش نور کبریاست به آستان ایزدی کرامت معلمان فزون به عابد و مجاهد و شهید در جهان معلما جهان به خواب جهل خفته خیز کن شب سیاه فتنه را به جهد خود ستیز کن معلما به آیه های زندگی نظاره کن به عشق، درد روح را تو التیام و چاره کن معلما تو چشمه ای زلال معرفت نما ثمر به جان باغ ما به نام تربیت نما معلما چو کوه با صلابت و صبور شو چو سرو سربلند و سرفراز و پر غرور شو به قلب ها بزن پل سخاوت و عبور کن مکان و کوی درس را پر از حدیث و شور کن زبان گشا به نرمی و به گرمی و ملاطفت وَ مشق کن به کیش خود طریقت مرافقت توکل و توسل و تلاش را تو یاد ده تو دیو جهل و فقر را به بند کش به باد ده معلما به اقتضای شغل خود جهاد کن به جان و دل الف و بای تزکیه نهاد کن چو همرهی به جاده های پرنشیب زندگی نشان بده طریقت و مرام و خوی بندگی نگاه و لبخند خدا هماره باد یار تو دست عنایت خدا پشت و نگاهدار تو [ دوشنبه 11 اردیبهشت1391 ] [ 18:43 ] [ فاطمه فلاحی ]
[ ]
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و اخر تابع له علی ذلک فاطمیه غربت مولای ماست بیعتی با جانشین مصطفاست جان به فرمان ولایت می دهد آن که قلبش جایگاه مرتضاست [ دوشنبه 4 اردیبهشت1391 ] [ 13:8 ] [ فاطمه فلاحی ]
[ ]
یا ایها العزیز مسنا و اهلنا من الضر و جئنا ببضاعه مزجاه و اوف لنا الکیل و تصدق علینا ان الله یجزی المتصدقین ( پر کاهی تقدیم به آستان الهی ) السلام علیک یا مهدی شد محرم زمان هم عهدی ماه بر نیزه رفتن خورشید ماه نوحه،عزای یاس سپید آه مظلوم ،ناله ی بیداد زین همه جور منتقم ،فریاد یک بیابان سیاهی و ظلمت بر یزید و یزیدیان لعنت این محرم غم پسر دارد انکسار دل و کمر دارد آه افتاد پاره ی ماهی در کنارش خمیده شد شاهی یک بیابان عطش و بی آبی ( السلام علیک یا ساقی) ساقی عشق دست و مشکت کو قد رعنا و عین و اشکت کو صوت هل من نصیر برپا شد در خیام حسین غوغا شد کودکی روی دست بابا رفت از زمین تا به عرش اعلی رفت شور لبیک غنچه ای گم شد کربلا شیر خواره محرم شد آه از لحظه های شیدایی آن وداع عجیب و رویایی حنجر و خنجر و شغالی مست زنگی شوم در جدالی پست حلق خورشید را نشان می کرد خشم قابیل ،بی گمان می کرد سم اسبان و پیکر خورشید از دل سنگ خاره خون جوشید آتش و خیمه ها و چهر کبود مرگ بر آن صحابی اخدود ضرب سیلی و دشنه و خنجر نفی صوت یتیم لا تقهر از اسارت مگو دگر ،کافیست بیت بیتم توسلی خالیست السلام علیک یا مولا تسلیت بر تو یوسف زهرا [ دوشنبه 7 آذر1390 ] [ 13:18 ] [ فاطمه فلاحی ]
[ ]
![]() الا معلم عاشق به نام خالق عشق ز بهر تزکیه ی روح عاشقانه بکوش تویی چراغ هدایت به شام تیره ی جهل فروز مشعل دانش تو عالمانه بکوش بخوان علوم مفصل به گوش خرد و بزرگ ز بهر رشد و تفکر تو عاقلانه بکوش برای فتح ظفرمند قله های علوم بجوی گوهر دانش به هر زمانه بکوش به تار و پود جهالت بتاب نور امید به اعتلای سعادت پیمبرانه بکوش جوانه ای ز دل خاک سر زده تو ببار تو باغبان ستبری قلندرانه بکوش تویی نوازش باران به روح تشنه خاک برای رفع عطش مست و صادقانه بکوش چو ارزش قلمت افضل از دماء شهید برای خواری دشمن مجاهدانه بکوش درون سنگر تعلیم در نبردی نرم بزن به قلب شبیخون دلاورانه بکوش ببخش روح امید و بساز رویا را هدف تلالو عشق است عاشقانه بکوش
[ شنبه 23 مهر1390 ] [ 21:23 ] [ فاطمه فلاحی ]
[ ]
دلم امشب شرر و شیون و غوغا دارد چشم گریان علی در نظرش جا دارد
از غم رفتن آن یاس به خون آغشته آسمان بغض....زمین ماتم عظمی دارد
چهره برگیر سهیلا...!!!که علی را امشب دیدن پهلوی بشکسته چه غم ها دارد
دست پاییز گل یاسمنی پرپر کرد که غمش در دو جهان مامن و ماوا دارد
قلب خونین علی ختم گل پرپر را با غمستان بقیع یکه و تنها دارد
سوره ی کوثر او رنگ گل سرخ گرفت صوت صافات به لب ناله و نجوا دارد
حال در مانده و دیوار به خون آغشته یک جهان خاطره ی تلخ که مولا دارد
باد شکواییه ی فاطمه را میخواند آه آرام....که دل از تو تمنا دارد [ یکشنبه 28 فروردین1390 ] [ 13:0 ] [ فاطمه فلاحی ]
[ ]
زینبا ای قافله سالار آن خیل اسیر ای تو الگوی کرامت بهر هر برنا وپیر حامل سر امامت از حسین آن سرورت سوی زین العابدین در روزگار پر خطیر علم تو ای عالم نادیده مکتب کامل است فهم تو باشد به نزد عالم و جاهل شهیر نطق های آتشینت در ره شام و عراق کرد تضمین نهضت عاشور تا یوم العسیر گر نبودی تو به همراه حسین در کربلا نهضتش می شد یقینا اندر آن وادی اسیر زینت بابت علی بودی تو ای دخت بتول تالی مادر شدی اندر شهامت بی نظیر در شب شام غریبان آن شب بس هولناک نافله بنشسته بنمودی به درگاه غدیر بر سر فرزند بوسفیان زخشم حیدری حمله آوردی که عریان کرد زن های اسیر یعنی ای مردان مسلم بر شما بادا نماز یعنی ای زن های مومن بی حجابی بد شریر اینک ای دخت پیمبر ای تو الگوی زنان راه تو باشد برای پیرو قرآن مسیر
میلاد زینب کبری(س) الگوی حیا و عفت و فداکاری مبارک باد.
[ جمعه 19 فروردین1390 ] [ 22:50 ] [ فاطمه فلاحی ]
[ ]
![]() عید پایان شب یلدایی است یک طلوع روشن فردایی است عید یعنی انتهای انتظار وصل آرامش به قلب بی قرار ما بهار نرگسان را راغبیم در پی تعبیر نحن الغالبیم نقش نرگس انتشار عصمت است او طنین پاک معصومیت است عید یعنی انفجار نار و نور قصه ی یاران بی باک تنور سیصد و اندی ستاره در حضور در پی خورشید در حال ظهور آن زمانی که بخواند جبرییل آمده مهدی امام بی بدیل می شود تاویل گفتار رسول می رسد فرزند زهرای بتول جانشین بی همانند علی از کنار کعبه گردد منجلی می رسد از ره سواری باوقار مرکبش دل دل به دستش ذوالفقار نغمه ی سرخ لثارات الحسین در خروش ماهتاب عالمین رجعت تاریخ را فتوا دهد مرهمی بر سینه ی زهرا نهد پرچم نصر من اله دست او کعبه و قدس و نجف سرمست او در هجوم باد و طوفان می رسد نوح با کشتی ایمان می رسد با عصایش خرق عادت می کند کل دنیا را سیادت می کند فکرهای مرده را جان می دهد عیسی ما روح سامان می دهد او سلیمانی ولایت می کند جن و انسان را هدایت میکند ابرهای تیره را در هم زند نقشه ی ابلیس را بر هم زند با نگاهش سنگ گویا می شود بوته ی خارا شکوفا می شود پا به خارستان نهد گل می شود قلب ها غرق تحول می شود ما به نام او تحول می کنیم با بهار یاد او گل می کنیم عید ما روز ظهور مهدی است روز بیعت در حضور مهدی است تعجیل در فرج آخرین منجی از سلاله ی پاک رسول صلواتی هدیه کنید [ شنبه 28 اسفند1389 ] [ 23:52 ] [ فاطمه فلاحی ]
[ ]
![]() آن چه بر پیشانی من ننگ آرد اعتیاد است بر تنم خاکستری از مرگ بارد اعتیاد است بر بهارستان عمرمن خزان مرگبار و بر گلستان وجودم تیغ بارد اعتیاد است آنچه پرپر می کند شادابی و شور جوانی آن چه در باغ امیدم یاءس کارد اعتیاد است آن چه که بر دشت سبز و چشمه سار زندگانی هم چو طوفان هم چو اهریمن ببارد اعتیاد است خانمان سوزد جهان سوزد خدایا آن چه دستانش گلویم می فشارد اعتیاد است خرد گردد نیست گردد شخصیت با آدمیت آن چه این ها را برایم از ره آرد اعتیاد است در گذار از لحظه ها در فرغت و در کارها دیو ملعونی که روحم را فسارد اعتیاد است می کند شب از برایم روزهای گرم و زیبا اضطراب و حسرت و تحقیر آرد اعتیاد اعتیاد است با دو دستان من و تو آرمانش خشک گردد چون برون آید ز ریشه عشق بارد اعتیاد است [ چهارشنبه 4 اسفند1389 ] [ 19:33 ] [ فاطمه فلاحی ]
[ ]
![]() درون آسمان تیره ی شب میان ظلمت و بی تابی و تب به بحر تیره ی جهل و سیاهی حضیض پستی و جور و تباهی شرنگ تلخ زنجیر اسارت تطاولها چپاول ها وغارت دیاری ساکت و حرمان کشیده دلیرانی غریب و رنج دیده
و فریادی که در حنجر شکسته ودستانی به زور تیغ بسته وفرعونی که با بیداد و طغیان بنای عشق را می کرد ویران درآن هنگامه ی آشوب وعصیان به ناگه انقلابی کرد طغیان صدایی ناگهان شب را جلا داد جوانمردان مخلص را صلا داد
بیامد قاصدی از نسل خورشید که شب را با قوایش در نوردید بیامد با ید بیضای موسی و یارانش حواریون عیسی صدایش خوشترازداوودیان بود به هم کوبنده ی جالوتیان بود به نایش نغمه ی الله اکبر به دستش ذوالفقار پور حیدر
صفی مرصوص یارانش ببستند بساط ظلم را در هم شکستند حبیب خلق چون جدش محمد(ص) به جاء الحق شب دون را فلق زد خروش واحــــــــــــــد الله اکبر وخلقی گوش بر فرمان رهبر دل افلاکیان رامست بنمود شکوه خاکیان راپست بنمود
میان جاده ی شب ها قدم زد طلوع روشنی ها را رقم زد نزول رحمت و فیض الهی و سهم ما از این بارش رهایی حضورش مطلع الفجری به پا کرد که درد شب نشینان را دوا کرد چه فجری فجر ایمان و شهامت طلوع پاکی و نور و شهادت
چه فجری فجر مردان حقیقت عــــــــــروج سالکان باطریقت چه فجری فجر خون آلود لاله هزاران لاله ی در خون فتاده چه فجری فجر نرگس با شقایق نم آلاله های سرخ عاشق و ایران با شهادت روز گردید به جهد شیعیان پیروز گردید
من و تو وارث این انقلابیم نگهبان شقایق های باغیم بیا با هم یکی میثاق بندیم که از عهد ولایت بر نگردیم مبارک باد فجر عشق و ایمان به یاران و امام و بر شهیدان [ سه شنبه 19 بهمن1389 ] [ 22:50 ] [ فاطمه فلاحی ]
[ ]
![]()
شهادت مظلومانه ی هشتمین ستاره ی پر فروغ آسمان امامت و ولایت را به محضر مولایمان امام عصر(عج) و شیعیان حضرتش تسلیت عرض می نماییم "سروده ای توسط نرگس دختر مامان"
یا امام رضا هشتمین ولی تابناک غریبیم و تنها ما را نما پاک یا امام رضا سرور و سالار ما تاقیامت نشویم از شما جدا یا امام رضا سردرگمیم و گمراه یار و یاور مایی ده به ما پناه یا امام رضا هلاک شود دشمنتان که عزادار کرد همه ی دوستان
خدایا ما ونسل ما را تا قیام قیامت محب علی(ع) واولادعلی(ع)قرار بده آمین [ پنجشنبه 14 بهمن1389 ] [ 22:43 ] [ فاطمه فلاحی ]
[ ]
خوشا به حال زینبت که کربلاست اربعین که زائر شکسته ی دشت بلاست اربعین
خوشا به حال نرگسی که زائرتو می شود به گردنش حمایل و شال عزاست اربعین
خوشا به چشم عاشقی که ناظر ضریح تست که میهمان روشن آینه هاست اربعین
به دستهای ملتمس که لمس نور می کنند خوشا به جان قابلی که نینواست اربعین
خوشا به آن کبوتری که در طواف گنبدت و ریزه خوار خوان تو در آن هواست اربعین
خوشا به حال آن غبار که همدم مزار تست که توتیای چشم من در آن فضاست اربعین
خوشا نسیم لحظه ای که جانب تو می وزد که آستانه بوس آن صحن و سراست اربعین
خوشا به حال اختری که نور بر حرم زند که بیعتی دوباره با ستاره هاست اربعین
"خوشا به حال پرچم سیاه روی گنبدت که چشم ما برآن لوای دلرباست اربعین"
به قلب من چه محنتی به چشم من چه حسرتی وجود من بهانه گیر آن سراست اربعین
خوشا به حال نخل های رسته در کنار تو خوشا به حال هر کسی که کربلاست اربعین
*پی نوشت: باتشکر از وبلاگ "حدیث دلتنگی" که بیت نهم سروده ی ایشان است. امید است که مقبول نظر اهل بیت افتد [ دوشنبه 4 بهمن1389 ] [ 17:20 ] [ فاطمه فلاحی ]
[ ]
الا ای آنکه می خواهی بدانی چگونه خلق را خدمت رسانی
نگاهی کن به مولا شاه مردان که او خدمت گزارد از دل و جان
نگاهی کن به شبگرد مدینه به هر گامش نهد بر دل سکینه
نگاهی کن به انبان پر از نان که بر دوشش کشد آن جان جانان
کند خدمت به ایتام آن یگانه برد خوراکشان تا درب خانه
نگاهی کن لباس و فرش زیرش قناعت خادم و مولا امیرش
علی گوید که خدمت بهر تقواست گره بگشا که گنج العرش آنجاست
زظالم او بگیرد داد مظلوم نماید خدمت او افراد محروم
به بیت المال دارد او امانت کند کوتاه دستان خیانت
علی خدمت کند در جبهه ی جنگ بکوبد حیله و تزویر و نیرنگ
گهی با علم خدمت می نماید بساط جهل و ظلمت را زداید
َسلونی قبل مردن در کلامش همه دانش پژوهان چون غلامش
علی اخلاص در هر کار دارد صداقت در دلش بسیار دارد
ندارد روزه اش افطار گاهی ز باب خدمت خلق الهی
شب اول ببخشد بر یتیمی شب دوم رسد ابن السبیلی
شب سوم اسیری بی بضاعت علی جان هل اتی آمد برایت
ویوتون الزکاتش را شنیدی وهم راکع به دنبالش بدیدی
قیام و قامتش حرف محبت بود ذکر رکوع او مودت
بگفتا وال من والاه احمد به خدمت رفت بر دوش محمد
علی خدمت کند پس نصرت از اوس خداوند جهان می داردش دوست [ یکشنبه 19 دی1389 ] [ 19:14 ] [ فاطمه فلاحی ]
[ ]
کیست زینب عصمت پاک علی کیست او محبوبه ی آل نبی
کیست زینب کیمیای بی مثال در بی مانند در یای کمال
کیست زینب دخت زهرای بتول نوگل بی مثل و مانند رسول
کیست زینب نوگل بستان عشق باده ریزد در جنونستان عشق
کیست زینب وارث خون حسین مادروباب و علی را نور عین
کیست زینب گو زعشق و پاکیش بوالعجب از سینه ی در یاییش
کیست زینب زین بابا زین مام خطبه خوان کوفه و طوفان شام
کیست زینب شاهکار خلقت است بهر خاک واسمانها حشمت است
کیست زینب کیست زینب کیست او واصف او خالق باریست هو
[ پنجشنبه 25 آذر1389 ] [ 23:39 ] [ فاطمه فلاحی ]
[ ]
کاروانی می رود والامقام حاجیان با حج و سعی ناتمام
راهیان کاروان نورانیند عازم انجام امر باریند
یاورانی مخلص و بی واهمه شیرمردان عزیز فاطمه
عون و جعفر قاسم و عباس یل شبه پیغمبر علی بی مثل
پیشمرد قافله ابن منا بارالها می رود زینجا چرا
می رود تا عشق را احیا کند حج سرخ دیگری برپا کند
می رود تا چون کبوتر با صفا پر زند در وادی کرب وبلا
می رود لبیک گویان با شتاب در حریم عشق نسل افتاب
می رود در حجر اسماعیل او در بیابانی پر از قابیل او
می رود میقات عشق و عاشقی مر حبا بر این همه دلدادگی
می رود سعی صفا و مروه را در فضای قتلگه آرد به جا
می رود در مسلخ آلاله ها تا بکارد دشت را با لاله ها
می رود تا سنگ بر شیطان زند رمی بر ابناء بوسفیان زند
می رود تا اکبرش قربان کند در منای عشق ترک جان کند
می رود جای وقوف مشعرش قتلگه را نور بخشد با سرش
می رود در حج کند تقصیرها قطع انگشتش دهد تفسیرها
می رود تا لاله اش احمر کند استلام حنجر اصغر کند
پای اسماعیل گر زمزم دهد حنجر اصغر همی دم می دهد
می رود تا حلق مو در دین کند بلکه با خون گلو اذین کند
می رود در مشعر المعراج عشق تا گذارد بر سر نی تاج عشق
ذبح اکبر می کند در کربلا می سپارد سر به نوک نیزه ها
حج به پایان می برد با این دعا بارالها کن تقبل تو ز ما
[ دوشنبه 17 آبان1389 ] [ 10:20 ] [ فاطمه فلاحی ]
[ ]
السلام علیک یا ساقی العطاشی الکربلا...
در امتداد علقمه مردی فتاده است گویی زمان از حرکت ایستاده است
در امتداد علقمه سروی زمین فتاد واحسرتا که علمدار شاه دین فتاد
در امتداد علقمه ماه ارغوانی است از شرم ماه بنی هاشمی نهانی است
در امتداد علقمه احساس مرده است صبر و قرار از بوته های یاس برده است
در امتداد علقمه دست جهان شکست صولت زقد و قامت افلاکیان شکست
در امتداد علقمه رود از عطش خجل آبی به روی آب،مشکی به روی گل
در امتداد علقمه صد چاک مشک او می ریخت از خجالت دیدار اشک او
آری کنار علقمه خورشید خاک شد مردانگی صلابت و حق در مغاک شد [ دوشنبه 5 مهر1389 ] [ 11:36 ] [ فاطمه فلاحی ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : night skin ] |